تبليغاتX
اندیشه گر
دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391
خاطره اي از سفر ....

شنبه اين هفته تهران بودم حوالي عصر توی یکی از اتویوس‌های پایانه ميدان ونک به مقصد ميدان آزادي نشسته بودم و منتظر بودم که راننده بیاد و بالاخره راه بیافتیم. صندلی‌ها همه پر بود و حدود 10 نفری هم سر پا ایستاده بودند. یک مادر و پسر اومدن که سوار اتوبوس بشن، مادر حدود شصت ساله، پسر حدوداً چهل ساله. مادر پاش رو گذاشت روی پله‌ی اول که سوار بشه، پسر که دید جای نشستن نیست اشاره کرد که سوار نشن و منتظر اتوبوس بعدی بمونن. مادر گفت «بیا بریم» پسر جواب داد «مگه دیوانه‌ایم سر پا وایستیم» و رفتند.

جمله‌ی اون مرد رو تقریباً همه ی اتوبوس شنیدند. ثانیه‌ای طول نکشید که زنی که کنار من ایستاده بود واکنش نشون داد و رو به یکی دیگه از مسافر های سرپایی گفت: «یعنی ماها دیوونه ایم دیگه! ... واقعاً که! عجب آدم‌هایی پیدا می‌شن ... خُب حتماً عجله داریم ... از صبح که سر کار بودیم، الان هم باید زودتر خودمون رو به خونه برسونیم ...» با شنیدن این جملات داغ دل یک عده‌ی دیگه هم تازه شد و مردم از گوشه و کنار اتوبوس، با گفتن جملاتی مشابه، شروع کردند به همراهی کردن اون خانوم و تأیید حرف‌هاش و محکوم کردن مردی که مدت‌ها پیش صحنه‌ی جنایت رو ترک کرده بود و دیگه اون جا نبود تا هیچ کدوم از این‌ حرف ها رو بشنوه، و بدونه داره به خاطر چیزی محکوم می‌شه که خطاب به هیچ کدوم از اون آدم‌‌ها گفته نشده و قصد اهانت به هیچ کس رو نداشته!

چیزی که از ذهن من گذشت این بود: گویا این خانوم بر اساس برداشتي نادرست و بدون تامل و تعمق که متاسفانه شيوه و نسق امروز رفتاري مان شده به قضاوت پرداخته است.

پی‌نوشت: لازم به توضیح نیست که جمله‌ای که اون مرد گفت در واقع خلاصه شده‌ی یک همچین جمله‌ای بوده که خب بیشترش به قرینه‌های حضوری و معنوی حذف شده: «مادر من، وقتی یک اتوبوس دیگه هست، ما هم عجله نداریم، مگه دیوانه‌ایم بریم توی این اتوبوس سر پا وایستیم»! اگر قرار باشه اون مرد رو برای چیزی محکوم کنیم، فکر می‌کنم باید بگیم که چندان جالب با مادرش صحبت نکرده. هر چند، فکر می‌کنم برای این کار، باید اول از همه خودمون رو برای تمام مواردی که چندان جالب با مادرهامون حرف نزدیم محکوم کنیم!


نوشته شده توسط عبدالحسن بهرامی در 13:15 | | لينک به اين مطلب
چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391
ما و داستانهای خدا ...

مدينه که بودم از طرف بعثه مقام معظم رهبري دعوت شدم تا در يک زيارت دوره مجدد ( بازديد از اماکن تاريخي که در زيارت دوره همراه کاروان انجام نميشه و يا سطحي انجام ميشه ) شرکت کنم. نخست به احد رفتيم  محل حادث شدن غزوه احد ؛ نبردی‌ که در نزدیکی کوه احد در 4 کیلومتری شمال مدینه ، میان سپاه مسلمان مدینه به رهبری رسول الله و سپاه مشرکان مکه به رهبری ابوسفیان در گرفت . نبرد احد دومین رویارویی سپاه مکه با مسلمانان بود؛ در غزوه بدر که در سال سوم هجرت درگرفت، مسلمانان سپاه مکه را شکست دادند. به پيشنهاد راوي، سوره آل عمران  که قسمت هايي از اون درباره غزوه احد هست رو مرور کرديم حکمت هاي نهفته در آيات برايم بسيار آموزنده و عبرت آموز بود.

 

...اگر به شما در احد زخمی برسد، آن گروه را نیز زخمی همانند آن در بدر رسیده. و ما این روزهای شکست و پیروزی را در میان مردم می‌گردانیم تا خدا مومنان واقعی را معلوم گرداند

سوره مبارکه آل عمران: آیه 140

چقدر بطن این آیه می‌تونه دل آدم رو توی زندگی روزمره آروم کنه...این‌که باور کنیم یه قوانینی توی این طبیعت هست که با کم و زیاد ما، کم و زیاد نمی‌شه. اين یک سنت الهی است که قوه و قدرت غلبه و پیروزی، به صورت دایم از آن گروهی نیست و بر جبین هیچ ملتی نوشته نشده که همیشه غالب و پیروز گردند، بلکه تمام ملل جهان پیوسته دارای نشیب و فرازی بوده اند و ستاره ی اقبال همه ی ملل، گاهی در حال طلوع و گاهی در حال غروب بوده است.


نوشته شده توسط عبدالحسن بهرامی در 19:34 | | لينک به اين مطلب
یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391
نظر گاه یار

نظر گاه یار چشمهای مشتاق جوید و در این میان سکوت مطلق و فقط حضور ِ حضور.  آنگاه که رخت برکنی و جامه حُرمت به تن آرایی ، در حریم او به پرواز در آیی ، حضورش را زیباتر حس نمایی.

در طواف به حریم خانه او را خواهی و آماده دعوت او. ودر هر گردشی پله پله تا به هفت آسمان رسی و آنجا هیچ مَلک را اجازه ورودش نیست.
وقتی در سعی هستی و با صفا، صفا کنی و از مَروه عودت و در آن میان حروله کنان از نفس شیطانی گذری و در پشت مقام خشوع کنی و سر به سجده بر آری در حریم و از احرام درآیی و آنگاه هر آنچه حُرمت دارد باید حفظ گردد.

"حج" که از "حای" حضور و "جیم" جستجو است. حضور در برابر آنکه مطلق است و صاحب حریم و آنکه بی منّت در آستانش نشینی و هر آنچه گویی را گوش فرا دهد و حتی آنچه را نگفته ای و به زبان نیاوردی. و جستجو برای یافتن حقیقت، خوبی، آدمیت، دوری از رنگ و ریا وتزویر. جستجو به آنچه تو را به او رساند. "حج" جهاد علیه نفس شیطانی برای رسیدن به او و خود را در کنارش حس نمودن و با او بودن و هستی دوباره گرفتن.


نوشته شده توسط عبدالحسن بهرامی در 19:14 | | لينک به اين مطلب
سه شنبه هشتم فروردین 1391
اليوم مسافر لأداء فريضة الحج

به حول و قوه الهی توفیقی حاصل شده تا برای دومین بار قدم در طریق بیت الله الحرام بگذارم و مستحبی از مستحبات دین رسول الله را ادا کنم و زنگار دل را به طواف خانه‌ی معبود صیقل دهم و وجود ناچیز خود را با كیمیای زیارت حضرت پیامبر اعظم (ص) و ائمه مدفون در بقیع (ع) ارزشمند سازم. نتوانستم به کسی زنگ بزنم و حلالیت بطلبم، به صفای وجود مبارک خودتان ببخشید . هم شور و شوق دیدار دارم و هم این حس که زیارت و حج باطنی رو می شود در همه جا انجام داد. شرافت مکانی ارزش خاصی دارد و کمک زیادی می کند که انسان تمرکز روحی و فکری بیشتری پیدا کند ، اما همه ی موضوع فقط منحصر به مکان نمی شود. حضور قلبی و حقیقی و توجه داشتن به حضور شرط اصلی است.

 از کساني که بر ذمه حقیر حق و حقوقي دارند ، طلب حلالیت می‌كنم . امیدوارم در سلامتي کامل باشيد و ما را دعا کنيد تا بتوانیم این مهم را ادا کنیم. همه شما رو به خدا مي سپارم . در كنار حرم نبوي و بيت الله الحرام ، دعاگوی همه ي دوستان و سروران عزيز خواهم بود.


خداوندا !

ياورم باش تا باورم را از دست ندهم و نصيرم باش تا اسير دنيا نشوم.

 

نوشته شده توسط عبدالحسن بهرامی در 16:0 | | لينک به اين مطلب
سه شنبه یکم فروردین 1391
نوروز 1391

 

 

 دانلود تصنيف زيباي «بوي باران» با صداي استاد شجريان

 

نوشته شده توسط عبدالحسن بهرامی در 22:0 | | لينک به اين مطلب
یکشنبه پانزدهم آبان 1390
عرفه



اَللّهُمَّ اجْعَلْنى

اَخْشاكَ كَانّى اَراكَ...

 

خدايا! چنانم ترسان خودت كن كه گويا مى بينمت ...




نوشته شده توسط عبدالحسن بهرامی در 12:55 | | لينک به اين مطلب
پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390
دو روز، دو مدیر

شنبه و يکشنبه همين هفته تهران بودم. با دو مدیر جلسه داشتم.
دومی ناراحت و اخمو بود اولی خوشحال و خندان
دومی می خواست مصمم بودن را با اخمو بودن نشان دهد و اولی مصمم بودن را با تلاش نشان می داد
دومی به دنبال اثبات خودش بود و اولی به دنبال اثبات آموخته هایش
کارکنان دومی از ترس برخورد های شدید با او همکاری می کردند ولي کارکنان اولی از جان و دل کار می کردند
دومی ادعای زیاد داشت و اولی دانش زیاد
هر دو راغب به همکاری با من بودند
من دومی را کمی خنداندم و کمی از تجربیاتم برایش گفتم و دست اولی را برای همکاری فشردم.
خدا عاقبت سازمان دوم را به خیر کند که من عمل علی غیر علم ما یفسد اکثر مما یصلح!


نوشته شده توسط عبدالحسن بهرامی در 17:2 | | لينک به اين مطلب
شنبه چهارم تیر 1390
بدون شرح!

عکس از سايت مشرق


پي نوشت:

1 -ميدان توحيد تهران !!

2 - مشکل ترافيک تهران زيرساخت ها نيست، رفتار غلط ترافيکي است.


نوشته شده توسط عبدالحسن بهرامی در 0:20 | | لينک به اين مطلب
دوشنبه دوم خرداد 1390
باغ فین باز در حال قربانی گرفتن!

هفته پیش که برای بازدید از نمایشگاه کتاب به تهران رفته بودم فرصتی فراهم شد تا به دعوت دوستان ، به کاشان بروم. شهری به قدمت تپه های 7000 ساله سیلک، شهر اصالت ها، شهر هنر و معماری ایران، شهر سهراب سپهری و کمال الملک و غیاث الدین جمشید کاشانی، شهر گلاب ناب محمدی ، شهر کهن ترین و جاودانه ترین فرش های نفیس ایرانی، دارالمومنین و دروازه کویر....

آثار تاریخی و دیدنی فراوانی در این شهر وجود دارد که از آن میان توانستم در این سفر 2 روزه به امامزاده سلطان علی بن امام محمد باقر ع و آرامگاه سهراب سپهری در مشهد اردهال ، باغ فین ، مسجد و مدرسه آقا بزرگ ، بازار قدیم کاشان ، خانه عباسی ، خانه طباطبایی ، خانه بروجردی ، امامزاده سلطان امير احمد ، حمام سلطان امیر احمد ، آبشار و آتشکده نیاسر و مراسم گلاب گیری سنتی در نیاسر اشاره کنم. اما از این مقال و سفر بسیار جذاب و دیدنی آنچه را سزاوار نوشتن دیدم علاقه ام به باغ فین و خاطرات گذشته آن و قربانیان دیروز و امروزش بود!!


شاید ر
وزي كه ميرزا تقي‌خان فراهاني معروف به اميركبير در بازگشت از اصفهان، در قريه فين و در باغ مشهورش بر تخت آرميده بود و سروهاي كهنسال باغ، چشم از او مي‌ربودند، هيچكدام از همراهانش و حتي شايد خود او نيز گمان نمي‌برد، چندي ديگر، به مكري ننگين و در حمام همين باغ مصفا رگش زده مي‌شود و ردي از خون سرخش تا ابد بر تاريخ كشورش امتداد مي‌يابد. حالا پس از 159 بار گردش چرخ گردون بدون حضور اميركبير، قتلگاهش مي‌رود تا بار دیگر قربانی دیگری بگیرد.

آری ؛ باغ فین خاستگاه درختان كهن سروي است كه بويژه در شعر و ادبيات و هنر ايراني نماد زيبايي و كمال تلقي مي‌شوند. اما امروزه بسياري از اين درختان كهنسال يا به كلي خشك شده‌اند يا در حال مرگند و برخي ديگر نيز در وضعيت رقت‌باري قرار گرفته‌اند با این حال این روزها هر بازدید‌ کننده‌ای که به باغ فین قدم می‌گذارد از غصه سروهای بی‌سر و رنجور ،  انگشت حیرت به دندان می‌گزد!

باغ فين زميني به مساحت 25 هزار مترمربع است كه بناي اصلي آن از يادگارهاي دوره صفويه است و آثاري از دوره هاي زنديه و قاجاريه نيز در آن به چشم می خورد. از بناهاي برجسته آن مي توان به كوشك و شترگلوي شاه عباسي، شترگلوي فتحعلي شاهي، ايوان كريمخاني، حمام بزرگ و حمام كوچك اشاره نمود. وجود حوض ها و جوي هاي آب در سراسر باغ طراوت و صفاي خاصي به محيط بخشيده است. سرسبزي درختان و گل ها مديون اين سيستم دقيق آبرساني مي باشد. طرح جويبارها، محاسبات حجم آب و زواياي مختلف آن را غياث‌الدين جمشيد كاشاني، رياضيدان برجسته ايران زمين در باغشاه قديم (باغ فين قديمي) اجرا كرد كه بعدها صفويه آن را در باغشاه فعلي نيز به كار بردند. در نظر گرفتن ريزترين مسائل روان‌شناسانه در باغ‌هاي ايراني با استفاده از نما، آب و درخت، گواهي بر آگاهي نياكان ما از پيچيدگي‌هاي روان آدمي است. بسياري بر اين عقيده‌اند كه باغ‌هاي چهلستون اصفهان و فين‌ كاشان آينه تمام‌نماي باغ‌هاي ايراني هستند كه تا حد زيادي نمادهاي گذشته را حفظ كرده‌اند و در كوران تاخت و تاز بيگانه، كمتر رنگ باخته‌اند.
مجموعه تاريخي فين دو اتفاق مهم تاريخي را در خود به ثبت رسانده است كه يكي تاجگذاري رسمي شاه اسماعيل صفوي و ديگري قتل ناجوانمردانه اميركبير وزير خردمند ناصرالدين شاه مي باشد. 



متاسفانه در سالهای اخیر اشتباهات فاحشی منجر به خشک شدن درختان سرو موجود در باغ  شده اند که بر اساس مشاهدات خود و توضیحات دوستان کاشانیم ، مهمترین این عوامل بدین گونه بوده : آهک‌زنی در جوی‌های آبرسانی به‌منظور جلوگیری از ایجاد جلبک بر سطح کاشی‌ها (در گذشته و سده‌هاي قبل آهك‎زني جوي‌ها مرسوم نبوده و پاك كردن آنها به صورت فيزيكي انجام مي‎گرفته در نتيجه آبي كه وارد جوي‌ها مي‌شد بدون كوچكترين تغييري به پاي درختان مي‌رسيد. آهك‌زني در جوي‌ها به منظور جلوگيري از ايجاد جلبک بر سطح کاشي‎ها موجب مي‌شود تا به طور پيوسته مقداري از آهك مصرفي در آب محلول شده (به صورت بي‌كربنات كلسيم) و مقداري به صورت معلق به پاي درختان منتقل شود ) ، هرس درختان سرو شیراز ( زيبايي درختان سرو شيراز، سروناز و زربين در اين است كه با شاخه‌هاي سبز خود تنه اصلي را از سطح خاك تا راس آن پوشش مي‌‌دهد ) مفروش کردن تمامی یا بخشی از محیط طوقه درختان با مصالح ساختمانی، استفاده از چال کود برای تقویت خاک محیط درختان سرو و  برداشت و حمل 30 سانتی‌متر خاک بستر محیط کاشت درختان سرو که این مورد خود بزرگ‌ترین اشتباه در بروز چنین حادثه‌ای است. یکی از کارهایی که باید 2 بار در سال در این باغ انجام شود، شستن درختان با آب است. کارخانه مواد معدنی درّین که تقریبا در مجاورت باغ واقع شده است غبارهای شیمیایی را بر سر درختان می‌افشاند. این فرایند شست‌وشوی منظم درختان را ضروری می‌کند. البته در خشك شدن يك درخت ده‌ها عامل پيدا و پنهان دخيل هستند. 

با این وجود بتازگي اقداماتی براي جان بخشي دوباره به باغ فين در حال انجام بود که خود نويد روزهاي خوشي براي اين باغ است، گر چه 2 سرو مورد علاقه جهانگردان معروف به ليلي و مجنون هم با 400 سال قدمت، دوشادوش همديگر، بي‌مهري‌ها و سرماي خزان را از سر گذراندند و از پاي نيفتاده‌اند، اما از امروز بايد به فكر آن باشيم كه نه تنها باغ فين كه باغ‌هاي ايران زمين را از سرماي خزان ناآگاهي‌ها و غفلت‌ها برهانيم و دغدغه دلسوزان ميراث فرهنگي را جدي بگريم، مبادا آنچه را كه امروز مي‌توانيم به آسودگي انجام دهيم، فردا مجبور شويم به سختي و با سرافكندگي انجام دهيم!


نوشته شده توسط عبدالحسن بهرامی در 15:40 | | لينک به اين مطلب
چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390
جايگاه مراكز رشد (Incubator) در توسعه پایدار ( 2 )

ورودی و خروجي مراكز رشد چيست؟

طبق
 بررسي های صورت گرفته ، 75 درصد افراد يك جمعيت نظاره گر بدون ايده و بدون عمل می باشند. 12 درصد عملگرا بدون ايده و فاقد خلاقيت می باشند.12 درصد خلاق و مستعد ايده دهي ولي عملگرا نيستند و فقط حرف مي زنند و 1 درصد جمعيت خلاق و ايده پرداز هستند كه در اصل پارک ها و مراكز رشد بايد سعي كنند تا اين 1 درصد از جمعيت را جذب نمايند. ورودی مراكز رشد اشخاص حقيقي يا حقوقی دارای ايده و خلاق می باشد و خروجي مراكز رشد نیز اشخاص حقوقي دارای ايده به محصول يا خدمات رسيده قابل عرضه در بازار مي باشد. فارغ التحصيلان و كارآفرينان با ايده و بدون سرمايه، بدون شناخت بازارهای پايين دست و بالا دست وارد مراكز رشد مي شوند و به تاجريني دانا محور با سرمايه مناسب و آشنا با روش انجام كار و مسلط بر بازارهای پايين دست و بالا دست تبديل مي شوند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عبدالحسن بهرامی در 20:45 | | لينک به اين مطلب
یکشنبه یازدهم اردیبهشت 1390
جايگاه مراكز رشد (Incubator) در توسعه پایدار ( 1 )

امروزه توسعه مبتنى بر دانايى جايگزين توسعه مبتنى بر مواد اوليه و توسعه مبتنى بر سرمايه شده است.  و كشورها به سمت اقتصاد مبتنى بر دانايى يا همان اقتصاد دانش محور در حال حركت هستند. به عقيده برخى از دانشمندان، ديدگاه آينده، ديدگاه دانايى محورى است كه در آن جذب منابع انسانى، جذب دانايى و جذب فناورى اهميت دارد. در اين ديدگاه بيشترين تاكيد بر تحقيق و توسعه مى باشد و بدين منظور تربيت و آماده سازى نيروى انسانى كارآفرين مورد توجه قرار مى گيرد و يكى از مراكزى كه با هدف پرورش كارآفرين ايجاد مى شود، مراكز رشد است.
مراكز رشد به عنوان حلقه اي از زنجيره توسعه اقتصادي هر منطقه از اهميت
وي‍‍‍ژه اي برخوردار است به طوري كه در تعاريف جهاني اگر براي يك منطقه بخواهيم راهبردي انديشمند و هماهنگ مبتني بر خرد و دانش تدوين نمايیم تا به افق مد نظر برسيم بايستي بر روي مراكز رشد برنامه ريزي نمايیم. چرا كه بر اساس تعريف اقتصاد كه اقتصاد يعني تخصيص منابع محدود به نيازمندي هاي نا محدود است. در مسير توسعه اي مناطق و استانها مراكز رشد مصداق واقعي اين تعريف از اقتصاد به معني رشد استانها و مناطق با كمترين هزينه مي باشد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عبدالحسن بهرامی در 20:25 | | لينک به اين مطلب
شنبه بیست و هفتم فروردین 1390
راه اندازی مرکز رشد فناوری دشتی در آینده ای نزدیک

اواخر سال 89 روزهای سرنوشت سازی برای توسعه و پیشرفت دشتی بود. از یکسو به ثمر نشستن پیگیری ها و تلاش های کانون آینده سازان توسعه جنوب (جامعه دانشجویی شهرستان دشتی) در استقرار مرکز رشد علم و فناوری در دشتی و از سوی دیگر تصویب راه اندازی دانشکده ادبیات و علوم اجتماعی دانشگاه خلیج فارس  در شهرستان دشتی و پردیس علم و فناوری دشتی به عنوان مصوبه هیات دولت در سفر سوم هیات دولت به استان بوشهر در بهمن 89 بود. که از اهم اهداف و فعالیت های کانون از 2 سال پیش، پس از برگزاری  همایش توسعه منابع انسانی کارآمد؛ تکیه گاه استراتژیک منطقه بود که سعی می کنم در پست های بعدی به صورت موردی به آنها اشاره کنم.

اوایل دی ماه 89 بود که پس از رایزنی های بسیار و تغییر و تحولات شهرستان ، تفاهم نامه ای میان پارک علم و فناوری خلیج فارس و فرمانداری دشتی به منظور راه اندازی مرکز رشد علم و فناوری دشتی انجام گرفت. بدین ترتیب که شهرستان ساختمان خانه جوان و همچنین تامین اعتبار لازم جهت خرید تجهیزات موردنیاز مرکز رشد را جهت انجام فعالیت های خلاقیت و نوآوری در اختیار پارک علم و فناوری خلیج فارس قرار دهد تا پارک نیز با اخذ مجوز راه اندازی مرکز رشد از سوی وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری حمایت و تسریع رشد کسب و کارهای کوچک و متوسط خصوصا شرکت های حوزه فناوری و دانش محور و تسهیل در انتقال فناوری از مراکز دانشگاهی و تحقیقاتی به مراکز اجرایی و تولیدی و همچنین زمینه تحقیقات و توسعه فناوری و بسترسازی جهت جذب دانش فنی و ایده های نو را با استفاده از ظرفیت های قانونی مرکز رشد و پتانسیل های بالقوه شهرستان فراهم آورد.

در دور سوم سفر هیات دولت به استان بوشهر ، ملاقاتی با وزیر معین شهرستان دشتی جناب آقای دکتر تقی پور وزیر محترم ارتباطات و فناوری اطلاعات راجع به تامین و تجهیز و انجام زیرساخت های فناوری اطلاعات و ارتباطات مرکز رشد ICT دشتی داشتیم که با دستور مساعد جناب وزیر با اختصاص مبلغ 2 میلیارد ریال از طریق پروژه های توسعه فناوری اطلاعات استان بوشهر در سال 90 انجام خواهد گرفت که امیدوارم با پیگیری دوستان عزیز به سرانجام برسد.

 بر خود لازم می دانم از تلاش های دلسوزانه دوست عزیز، جناب آقای دکتر مصلح ریس پارک علم و فناوری خلیج فارس و همراهی و مساعدت های جناب آقای هاشمی فرماندار دشتی و مدیریت آموزش و پرورش خورموج و همچنین همه ی دوستان تلاشگرم در کانون آینده سازان توسعه جنوب تشکر و قدردانی نمایم.

انشاالله از این به بعد شاهد رونق بیشتری در فعالیت ها و شکل گیری روند توسعه آموزش عالی در شهرستان و استان باشیم.

 

پی نوشت:

سعی می کنم در پست های بعدی در چند بخش به معرفی مراکز رشد ، اهداف ، وظایف و ماموریت ها ، استفاده بهینه و تجارب موفق مراکز رشد رو اشاره کنم.

امیدورام مفید باشد.

نوشته شده توسط عبدالحسن بهرامی در 14:30 | | لينک به اين مطلب
چهارشنبه هفدهم فروردین 1390
اندیشه گر 3 ساله شد.

 چه لطیف است حس آغازی دوباره و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس

و چه اندازه عجیب است روز ابتدای بودن و چه اندازه شیرین است امروز

روزی که تو آغاز شدی!

 

در دنیای میوه ها سیب ها رنگارنگند. قرمز ، زرد ، سبز ، زرد با لکه های صورتی ، قرمز با نقطه های مشکی و... با طعم های مختلف؛ شیرین، ترش




دوست دارم قدرت ، توان و صبر لازم را داشته باشم تا کودک درونم را آزادمنش و آزاد اندیش بار بیاورم... کودکی آزاد بدون تحمیل عقاید و اندیشه های ...

دوست دارم حکم درختی حامی را برای این سیب کوچک داشته باشم تا هر رنگ و طعمی را که در سرنوشت و تقدیرش آمده تجربه کند؛ بارور شود و از بالاترین شاخه های این درخت به آسمان مهر ، دوستی و موفقیت دست یابد ... کنارش هستم .... قدرتمند ، پر توان و صبور.


نوشته شده توسط عبدالحسن بهرامی در 17:0 | | لينک به اين مطلب
سه شنبه دوم فروردین 1390
آغاز سال 1390 خورشیدی مبارک و فرخنده باد.




ای خدای بزرگ ! ما را باز درآغاز قرارده، آغازي که به سوي تو باشد و سرانجامش هم تو باشي.

بار خدایا ! تحویل سال را با تغییر نگاه ما همراه ساز و بر قلب های ما آنچنان گشادگی عطا کن که بدانیم دیگران هم مخلوق تو هستند و مواهبی که آفریدی متعلق به همگان است.

و اي خداي نوروز ، اي صاحب لحظه هاي ناب عيد، روز ما و جامه مان را نو و روزي و جانمان را نو تر فرما.



پی نوشت: کیش - پردیس 1


نوشته شده توسط عبدالحسن بهرامی در 10:35 | | لينک به اين مطلب
جمعه ششم اسفند 1389
آدمهای ساده



آدمهای ساده را دوست دارم؛ همان ها که بدی هیچ کس را باور ندارند، همان ها که برای همه لبخند دارند همان ها که همیشه هستند، برای همه هستند...

آدمهای ساده را باید مثل یک تابلوی نقاشی ساعتها تماشا کرد، عمرشان کوتاه است بسکه هر کسی از راه می رسد یا ازشان سوءاستفاده می کند یا زمینشان میزند یا درس ساده نبودن بهشان می دهد!

آدم های ساده را دوست دارم. بوی ناب آدم می دهند.

نوشته شده توسط عبدالحسن بهرامی در 0:25 | | لينک به اين مطلب
دوشنبه بیست و دوم آذر 1389
سفرنامه مالزی (5)

      
     پیش تر فکر می کردم که عوامل بیرونی بیشترین نقش را در عدم توسعه ی همه جانبه و متوازن در ایران دارند،اما حالا تعدیلی در پندارم شکل گرفته که، تنها عامل اصلی عدم رسیدن به مقصود، ملت ایران است.آن عوامل بیرونی در شکل دادن شخصیت و هویت انسان ایرانی بسیار موثر بوده عواملی چون اهمیت ژیوپولتیک،مذهب،طبیعت خشک و بی آب،تاریخمندی و سالداری و... . و نمی توان نقش آنها را کتمان کرد، لیکن با همه ی اینها ،متهم اصلی در این میان انسان ایرانی و ملت ایران است.

می توان مذهبی بود و پیشرفت کرد(مالزی). می توان خشک و بی آب و علف بود و پیشرفت کرد(دبی). می توان در منطقه ی حساس و مهم به سر برد و پیشرفت کرد(ترکیه) و می توان ریشه دار و تاریخی بود و توسعه پیدا کرد(چین). می توان به بسیاری از سنتها دل سپرد و پیشرفت کرد (هند) و ... اما انسان ایرانی با فرافکنی ، همیشه انگشت اتهام را به طرف حکومتها و دولتها گرفته و به زیرکی از زیر بار مسولیت شانه خالی کرده است . در حالی که با دارا بودن ویژگیهایی مثل خرافه دوستی ،تنبلی مفرط،شخصیت پرستی، قانع بودن،جدی نگرفتن هیچ چیز،تقلید،تعصب،تمسخر کار و ریاضت، بی تدبیری و کم تحرکی،فقدان حافظه تاریخی،عدم شفافیت و شجاعت و .... مهمترین نقش را در ماندگی و پسرفت ایفا کرده و می کند.

 

پی نوشت:

کشور مالزی موفق ترین سیستم اقتصادی جنوب شرق آسیا

 

نوشته شده توسط عبدالحسن بهرامی در 11:36 | | لينک به اين مطلب
دوشنبه هشتم آذر 1389
سفرنامه مالزی ( 4 ) - 2

عقب ماندگی مسلمین

این رهبر مالزیایی در عین حال که پزشک است و در عرصه مدیریت اقتصادی هم تجربه بسیار خوبی از خود به جای گذاشته اما نسبت به مسائل اعتقادی جامعه اش نیز بی تفاوت نبوده و دست به تحقیق و پژوهش زده است. او تحولات فکری خود را در زمینه مذهب چنین توضیح داده است؛ «من مسلمان به دنیا آمدم، اما به مطالعه دینم پرداختم، چرا که تحصیل من در رشته پزشکی در ابتدا ایمان مرا تهدید می کرد. من از خودم سوالات زیادی کردم که دردسرساز شد. علم با واقعیت هایی سر و کار دارد که به نظر می رسد اعتقادات خالص را خنثی و بلااثر می کند و با ایمانی که با آن بزرگ شده بودم در تباین بود. آیا من باید یکی را به نفع دیگری مردود می کردم یا اینکه هر دو را مردود می کردم یا اینکه هر دو را قبول می کردم. من آدم های زیادی را می شناسم که اعتقاد دارند با فراگیری دانش مرتکب گناه شده اند و سعی دارند زیاده روی های علمی خود را از طریق نفی خود با انجام عبادات جدیدی که بسیاری سنگین و طاقت فرسا هستند یا با رد آموزش های علمی که کسب کرده اند، جبران کنند و از این طریق کفاره گناهان خود را بپردازند. اما مطالعات من در هر دو زمینه دین و علم مرا متقاعد کرده است که این دو با هم تطبیق پذیرند. آنهایی که تنها به آموزش علم دین مشغولند، هرگز نمی توانند به قدرت قادر متعال و دین او پی ببرند...»
ماهاتیر با توجه به دیدگاه خود به نقد نگرش های دینی تفرقه انگیز موجود دست زده و برخی از آنها را موجب ضربه به منافع ملی می یابد؛ «امروز سنی ها و شیعیان هر دو به شکل حیرت انگیزی ادعای مسلمانی می کنند، اما شاهدیم که با یکدیگر می جنگند و یکدیگر را می کشند، چراکه هرکدام، دیگری را به مسلمان نبودن متهم می کنند. این درحالی است که جهان و غیرمسلمان ها این دو گروه را مسلمان می دانند و تفاوتی میان این دو قائل نیستند و هر دو گروه را به عنوان تروریست محکوم می کنند.»
ماهاتیر همچنین به دیدگاه مسلمین نسبت به علم و دانش اشاره کرده و آن را عامل عقب ماندگی می شمرد؛ «زوال تمدن اسلامی همچنان ادامه دارد چرا که دانش های غیردینی مورد غفلت قرارگرفته اند یا ممنوع اعلام شده اند. از طرفی مطالعه در حوزه دین به تفاسیر متعددی منتهی شده است و امت اسلامی را به بخش ها و فرقه های زیادی تقسیم کرده است که اغلب با یکدیگر غریبه اند. علاوه بر ضعفی که از فقدان دانش سرچشمه گرفته است تجزیه امت اسلامی به دو گروه شیعه و سنی و دیگر گروه ها و فرقه های دینی نیز موجب چنین ضعفی است.»
«مسلمانان اولیه نه تنها به کسب آموزش های دینی می پرداختند، بلکه دیگر زمینه های دانش را نیز فرا می گرفتند. آنها هیچ گاه نمی پرسیدند این دانش از کجا آمده است؟ فرقی نمی کرد که از سوی چه منابعی تامین شده است؛ بت پرستان، مسیحیان یا یهودیان... به این ترتیب بود که آنها پیشروان پزشکی، علوم، نجوم، دریانوردی، ریاضیات و سایر علوم بودند... اما بعدها تفسیرهای جدیدی از اسلام رایج شد که آموختن و کسب دانش، جز دانش دینی را محکوم می کرد... به اعتقاد آنها سایر دانش ها ضروری نیستند و هیچ مزیتی برای انسان هایی که به دنبال آنها هستند فراهم نمی کنند. این دانش ها بعدها متهم به دانش های سکولار و مخالف با دین شدند.»


تفکرات اسلامی رایج

«درمیان ما کسانی هستند که علاقه مند به دوری جستن از تغییر هستند تا موفقیت کنونی را حفظ کنند یا آن را به آنچه در گذشته بوده بازگردانند. برخی درصددند شرایطی را که به تصور آنها در 1400 سال پیش وجود داشته است احیا کنند. آنها بر این عقیده اند که می توان پاک و به دور از آلودگی هایی شد که با این تغییرات پدید آمده است. همان گونه که زندگی در انزوای مطلق غیرممکن است تلاش برای باقی ماندن در دوران حضرت پیامبر(ص) نیز غیرممکن است. بنابراین به جای چنین فکری بسیار بهتر است که تغییرات دوران را بپذیریم، خود را با آن همساز کنیم، آن را تعدیل کنیم و تغییرات را به نحوی مدیریت کنیم که مبانی و اصول اسلام محفوظ بماند.»

«گفته می شود که اسلام مانع نوسازی و مدرنیزاسیون کشور است. این مطلقاً واقعیت ندارد. زمانی که اعراب جاهلی اسلام را پذیرفتند، ملت بزرگی شدند که تمدن اسلامی را ساختند؛ تمدنی که برای قرن ها بر تمدن اروپایی برتری داشت. اگر امروزه به نظر می رسد که اسلام مانع توسعه مدرن است دلیل آن تفسیرهای متفاوتی است که ما از اسلام داریم.»
«ما عمیقاً اعتقاد داریم که اسلام دین تمام زمان هاست و تنها به قرن هفتم میلادی اختصاص نداشته است. تلاش برای بازگشت به قرن هفتم با این هدف که اسلام را پیاده کنیم، فروکاستن از ارزش دین کامل اسلام و اثبات این ادعاست که اسلام تنها مناسب شرایط بدوی قرن هفتم میلادی است.»
این بینش درازمدت و دوراندیشی را آنها در استقرار دموکراسی نیز داشته اند. تعبیری که ماهاتیر از دموکراسی در کشور استقلال یافته مالزی داشت از عمق این بینش خبر می دهد؛ «مالزی مستقل در تلاش برای گسترش دموکراسی نه تنها به تغییر در ساختار حکومت، بلکه به تغییر در افکار مردم نیز نیاز داشت.» او در مقاله پویایی شناسی تغییر نشان می دهد که چگونه به جای رشد احزاب متفرق و تضادهای بی مورد در دوران گذار به ائتلاف احزاب و حفظ ثبات و در عین حال تبادل آرا و گفت وگو میان آنها همت گماشته و راه دموکراسی را به تدریج و با تغییر بافت های اجتماعی و فرهنگی و فکری پیموده اند. ماهاتیر در فصل «رهبران آسیایی» به بررسی حکومت های فعلی کشورهای آسیایی و آسیب شناسی آنها پرداخته و نمایی واقعی از یک جامعه دموکراتیک ارائه می دهد. او ضمن شناسایی و معرفی معایب دموکراسی مزایای آن را نیز به خوبی نشان می دهد و رفتن به آن سو را اجتناب ناپذیر می شمرد.


صدقه

ماهاتیر محمد در رابطه با کاهش فاصله طبقاتی به بررسی و نقد سیاست صدقه دادن پرداخته و می گوید؛ «گرچه صدقه گیرندگان ممکن است خشنود شوند اما این روش دوام نداشته و از ایجاد ثروت بازخواهد ماند. به نظر او بهترین کار سرمایه گذاری در صنعت است که ثروت و مهارت خلق می کند.»

نوشته شده توسط عبدالحسن بهرامی در 17:50 | | لينک به اين مطلب
چهارشنبه سوم آذر 1389
سفرنامه مالزی ( 4 ) - 1

راهی که مالزی، کشور فقیر دیروز و رو به پیشرفت امروز طی کرده است می تواند برای همه کشورهای جهان سوم قابل تامل و راهنما باشد.
برای جامعه ایرانی اعم از نخبگان و مردم که همواره دغدغه توسعه و پیشرفت را داشته اند نیز شناخت مسیر مالزی و رهبران آن خالی از فایده نیست. اخیراً نشر رسا کتابی با عنوان «اسلام، دانش و مسائل بین المللی- از هیچ به اوج» را منتشر کرده است که مجموعه سخنرانی های ماهاتیر محمد نخست وزیر مالزی است. ماهاتیر محمد که پیشرفت و توسعه چشمگیر مالزی را مدیریت و رهبری کرده است در این سخنرانی ها به تبیین و توضیح مسیر پیشرفت مالزی و عوامل و چگونگی آن پرداخته است.

مذاکره به جای جنگ
مالزی قبل از دوران اخیر تحت استعمار انگلیس اداره می شد. دولت بریتانیا برای سرنوشت و منابع مردم این کشور تصمیم می گرفت. اما زمانی که ملت مالزی تصمیم گرفت از یوغ استعمار رهایی یابد بر احساسات و کینه های خود غلبه کرده و با نوعی عقلانیت و تعادل راهی متفاوت از سایر ملل در پیش گرفت و از همین استعمارگران برای توسعه کشورش بهره جست. ماهاتیر محمد در این باره چنین می گوید؛ «اگر ما استقلال را از طریق جنگ به دست آورده بودیم و جنگجویان راه آزادی، کارمندان و مدیران اداری را با زور و با لگد از کاخ شان اخراج کرده بودند، دیگر این جنگجویان قادر به استقرار یک نظام اداری مطلوب برای کشور نمی شدند. ما استقلال خود را از طریق مذاکره به دست آوردیم. بنابراین به کارمندان عالی رتبه بریتانیا اجازه دادیم تا زمانی که مردم ما تحت آموزش هستند در پست های خود باقی بمانند.»
به این ترتیب آنها از همان استعمارگران حرفه ها و فنون مختلف را آموختند و خود را برای اداره کشور آماده کردند تا زمانی که استقلال کامل به دست آوردند به درد چه کنم دچار نشوند.

مقابله با بحران
اما علاوه بر استعمار، ترکیب نژادهای مختلف در مالزی نیز همواره یکی از مسائل تنش زا بوده است. مالایی ها که اهالی بومی مالزی بودند گرچه بالاترین جمعیت را داشتند اما به لحاظ اقتصادی و اجتماعی همواره تحت فشار بودند. در رتبه اول خارجی ها و بعد چینی ها بیشترین بهره را از اقتصاد و ثروت می بردند. این فاصله باعث شده بود میان این نژادها نوعی حسادت و کینه شکل بگیرد. این تضاد در یک انتخابات خود را نشان داد و به بحران تبدیل شد. ماهاتیر از آن بحران چنین یاد می کند؛ «در سال 1969 شورش های نژادی در کوالالامپور شروع شد. ظاهراً علت این شورش، تبلیغات فقیرانه مالایی ها در انتخابات و جشن بی فکرانه یک حزب چینی تبار به دلیل پیروزی در انتخابات بود. مالایی های تحت فشار، خشمگین و به ستوه آمده از فقر، به خروش آمدند و تعدادی چینی مورد اصابت چاقو قرارگرفتند. البته تعداد آنها گرچه برای همیشه برای ما خیلی زیاد بوده است، اما به تعدادی هم که مطبوعات خارجی اعلام کردند نبود. با این حادثه همه پیش بینی می کردند کار مالزی دیگر تمام است. آنها بر این عقیده بودند که مالزی برای همیشه از مسائل نژادی در رنج خواهد بود و مطلقاً از جهت اقتصادی پیشرفت نخواهد کرد. آنها می گفتند مالایی ها که اکثریت مردم را تشکیل می دهند، چینی ها و هندی ها را تحت فشار قرار خواهند داد. به همین دلیل بسیاری از مردم مهاجرت خواهند کرد و مالایی های بدون صلاحیت قادر به اداره کشور نخواهند بود.»

تشکیل ائتلاف
اما برخلاف پیش بینی تحلیلگران، مالایی ها به جای ادامه درگیری و تعمیق کینه ها دست به تشکیل ائتلافی از احزاب هم پیمان زدند و این ائتلاف را به سرعت گسترش دادند تا احزاب مخالف نیز به آن پیوستند. سال 1970 گفتمان مسلط این شد که راه رهایی از وضعیت بحرانی را به نحوی که آرامش و عدالت برقرارشود بجویند. ماهاتیر محمد این مقطع را چنین توصیف کرده است؛ «شورش های نژادی به سرعت متوقف شد، ائتلاف های بزرگ طی جلساتی علل ریشه یی شورش را نابرابری توزیع ثروت اقتصادی بین مردم بومی و غیربومی تشخیص دادند. همه شرکت کنندگان بر کاهش این فاصله، و اینکه تقسیم ثروت باید منصفانه تر باشد توافق کردند.»

نوشته شده توسط عبدالحسن بهرامی در 18:19 | | لينک به اين مطلب
پنجشنبه بیست و هفتم آبان 1389
سفرنامه ی مالزی ( 3 )

یکی از مواردی که در شهر کوالالامپور جلب توجه می کند حضور تقریبا زیاد هموطنان ایرانی در اکثر مراکز تفریحی و خرید شهر است. به جرات می توان گفت که غیر از موزه ها و کتابفروشی ها تقریبا در هر جایی دیگر می شد حضور ایرانیان را مشاهده کرد یا صدایی شنید که به گوش آشنا می آید که به علتهایی از جمله عدم نیاز به ویزا و در نتیجه ارزانتر شدن سفر ، به این کشور مسافرت می کنند. مالزی کشوری است که ایرانیان در حال حاضر زیاد به عنوان مقصد گردشگری انتخاب می کنند.مثل این که پس از آباد شدن دبی و ترکیه و کشورهای اطراف توسط دلارهای نفت آلود ایرانی ها حالا نوبت مالزی و تایلند و...اینجاهاست...

با دیدن حضور تقریبا پر رنگ ایرانی ها در کوالالامپور این تردید به ذهنم حمله کرد که در شرایط بد اقتصادی موجود و این که به هر حال هر ریال می شود و می تواند کمکی به چرخ زنگ زده و وامانده ی اقتصاد این دیار بکند ،این گونه ارز خارج کردن در مقابل دیدن دنیا و سیر آفاق و انفس می ارزد.به بیانی دیگر این که مردم طبقه ی متوسط این گونه اقبال نشان می دهند به چنبن سفرهایی این ارزشمند است؟

در نگاه کلی که به نظر فرآیندی پسندیده ای می رسد خصوصا رفتن و دیدن پیشرفتها و شاید این که کمی رگ غیرت بجنبد....ولی راستش من هموطن را جز در اندیشه ی شاپینگ و به شهر آبی رسیدن و سوار سرسره شدن و...ندیدم. البته شاید هم انتظار نابخردانه ای است که آدمی که با هزار مشکل و وام و پول روی پول گذاشتن به چنین سفری آمده بیاید درباره مبانی توسعه و اهمیت محوریت انسان در توسعه و یافتن شباهتها و تفاوتها اصلا فکر کند. چه برسد که آنجا دنبال مصادیق بگردد...

 

نوشته شده توسط عبدالحسن بهرامی در 5:21 | | لينک به اين مطلب
جمعه بیست و یکم آبان 1389
سفرنامه ی مالزی ( 2 )

شگفت زدگی ام  از جهش و پیشرفت (که  از در و دیوار عیان است)کشوری آسیایی است که تا دو سه دهه پیش به شهادت مستندات در مرتبتی بسیار پایین و نازل از لحاظ شاخص های توسعه قرار داشته و البته از سویی دیگر حسرت و تاسف و سرتکان دادنهای مدام،از مشاهده ی آن همه تفاوت(که برای من ایرانی سرگشته ،بیشتر ملموس بود و البته تاسف آور تر...)و دریغ که این همه فرصت و تلاش ایرانیان در این حداقل یکصد و اندی سال برای زندگی بهتر و درخور از دست رفته و می رود...

فکر می کنم این مقایسه کردنها مدام بیشتر برای من ایرانی حادث می شد که من نه آن غربی پیشرفته ای ام که برای گذراندن گرم تعطیلات به سفر آمده و نه آن مثلن ویتنامی که می داند جایگاهش را و توانش را و حقش را...من بودم که پیدا نمی کردم خودم را و نسبتم را با اینجا یا شاید بهتر بگویم با آنجا...ولی در ته ِ ته ِ همه ی این تردیدها و تاسف ها یک پرسشی خودنمایی می کرد که آیا انسان معاصر مالزیایی انسان مدرن و یا انسان خوشبختی است؟

 پی نوشت:

*شهر پوترا جایا

نوشته شده توسط عبدالحسن بهرامی در 5:24 | | لينک به اين مطلب